پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

113

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

گرفته و مالهاى آنان را از زرينه ابزار و چيزهاى ديگر قرعه ديگر گرفتم همدستان ايراد گرفتند كه دو بخش يكسان نمىباشد . من پاسخ دادم كه شما هر كدام را كه فزون‌تر مىدانيد برداريد آتنيان به بخش ديگر خرسند خواهند بود . هيروفوتوس « 1 » از مردم ساموس به آنان راه نمود كه زرينه ابزار و مالها را براى خود بردارند و دستگيران را براى آتنيان باز گزارند من سخنى نگفتم و اين كار بسيار خنده‌آور مىنمود زيرا آن ديگران بازوبندهاى زرين و گردن‌بندها و رختهاى ارغوانى و ديگر اين‌گونه چيزها را بردند ولى به آتنيان جز تن‌هاى لخت اسيران سهم نرسيد و اينها هرگز سودى نداشت و بيش از اين نمىتوانستند كه به كارشان وادارند . ولى ديرى نگذشت كه دوستان و كسان اين دستگيران از لوديا و فروگيا آمدند تا پول داده اين اسيران را باز خرند و در برابر هر كدام فديه بزرگى دادند و من چندان پول اندوختم كه توانستم خرج كشتيهاى خود را تا چهار ماه از آن پول بپردازم و مقدارى هم از آن را براى گنجينه آتن نگاه داشتم . در اين جنگها و پيش‌آمدها كيمون يكى از توانگران گرديده بود ولى آنچه را كه از آسياييان به سرفرازى گرفته بود به سرفرازى بيشترى به همشهريان خود مىبخشيد . زيرا زمينها و باغهايى كه داشت ديوارهاى همه آنها را برداشت تا هر كسى چه از مردم شهر و چه از ديگران به هر اندازه كه مىخواهند از بار و ميوه آن باغها و زمينها آزادانه بهره‌ياب گردند . در خانه خود نيز هميشه ميزى را آماده نگه مىداشت كه گرچه ساده بود ولى براى دسته انبوهى كفايت مىداد و هر كسى از بىچيزان مىتوانست بدانجا رفته و گرد آن نشسته خود را سير سازد . ليكن ارسطو مىگويد اين خان بىدريغ او نه براى همگى آتنيان بلكه تنها براى مردم زادگاه او لاكياداى « 2 » بود . گذشته از اينها هميشه سه تن يا دو تن جوانى را با رخت نوين زيبا همراه خود مىكرد كه چون در راه به يك پيرمردى از آتنيان با رخت كهنه برمىخوردند يكى از آن جوانان رختهاى خود را با آن پيرمرد عوض مىكرد و اين كارى بود كه بسيار پسنديده مىافتاد . همچنين به آنان دستور داده بود كه مقدار بسيارى پول با خود بردارند و در بازارگاه چون كسانى را از مردم بىچيز و آبرومند ببينند در كنار ايشان ايستاده آهسته آن پولها را در

--> ( 1 ) . Herophytus ( 2 ) . Laciadae